تبليغاتX
ندای دوست!


ندای دوست!

به نام دستان کمک بخش

عیدتان مبارک .

ایامکم سعیده و

کل عام وانتم بخیر.

نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 21:29 توسط یاران| |

شب یا تاریکی و یا تنهایی..

اینها دارایی من اند

در دل تاریک شب

در آرامش تنهایی شب..

با چشمان کم سو..

به برگ ریزان پاییز می نگرم...

با یک چشم به مهتاب

و با دیگری وسعت خلقت را تماشا گرم.

مهتاب ؟!

آری مهتاب

مهتابی که چشمانم به او خو کرده است...

در سردی این دل شب

چشمانم به دنبالش است

از پشت ابر ها نظاره گرش هستم...

پنجره چشمانم به روی او باز می شود

در این سکوت زیبا..

در اندیشه طلوعی بسر برم...

طلوعی از قبیله ی  خورشید!!!

این طلوع وارث دارایی من است..

نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 18:40 توسط یاران| |

شب کنار ساحلی تنها نشستم

سفره دل را کنار آب دریا باز کردم

آرمیدم ایستادم

روی شن ها راه رفتم

در خیالم با تو بودم

شعر هایم را برای ماه خواندم

با ستاره گفت گو کردم

باد با ما بود

ابر تنها بود

لیک اورا بر زمین خواندم

قطره قطره بر زمین آمد

جشن پیوند قطره و شبنم

جیرجیرک ها سرود عشق سر دادند

خوب خندیدیم...

برگی از دفتر خاطرات..

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 17:48 توسط یاران| |

اگر می خواهید زندگی کنید

از تمام زندگی استفاده کنید و تلفش نکنید

هر احساس و هر تپشی

می تواند بسیار شیرین باشد باید آنرا بچشید

زندگی یک مهمانیست گرم اش کنید

برقصید و آهنگ هرچه باشد از آهنگ و رقصیدن دست بر ندارید

هر دقیقه و هر روز را

از همه چیز طوری استفاده کنید ککه آن را مثل زندگی کنید

چون منکه خیال دارم همه ی عمرم را زندگی کنم


If you wana live your life

Live it all the way and don’t waste it

Every feeling, every beat can be so very sweet you gotta taste it

Life is a party, make it hot

Dance; don’t ever stop whatever rhythm

Every minute, every day, take them all the way you

gotta live

"Cause I’m gonna live my life"

نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 19:20 توسط یاران| |


Design By : Night Skin